تبلیغات
آرزو می خواه لیک اندازه خواه
ارسال در: 1393/07/09-06:16
نقد و تحلیل پوریا ناظمی در خصوص برنامه ارسال انسان به فضا که توسط سازمان فضایی ایران اعلام شده است.همچنین نگاهی دارد به موضوع ساخت رصد خانه ملی ایران.
نقد و تحلیل پوریا ناظمی در خصوص برنامه ارسال انسان به فضا که توسط سازمان فضایی ایران اعلام شده است.همچنین نگاهی دارد به موضوع ساخت  رصد خانه ملی ایران.

پوریا ناظمی
http://pourianazemi.com/

 روز گذشته خبرگزاری مهر در گزارشی، گفته های قایم مقام سازمان فضایی ایران را منتشر کرد. ایشان در آستانه هفته جهانی فضا از عزم و برنامه ایران برای اعزام فضانورد به مدار زمین تا ۴ سال آینده و ساخت تلسکوپی شبیه به تلسکوپ هابل خبر داده بودند. نمی دانم چطور باید به این خبر خوش – که نمی دانم چه رسم ناخوش‌آیندی است که باب شده که مقامات باید در مناسبت ها خبرهای خوش اعلام کنند – واکنش نشان باید داد. در شرایط عادی هر دو مواردی که ایشان گفته اند خوش‌آیند است. اما وقتی چند لحظه‌ای می گذرد این خوشی جای خود را به اضطراب و اندوه می دهد.

درباره برنامه فضایی ایران بارها نوشته ام. تا وقتی نمی دانیم چه می خواهیم، چه زمانی و برای چه مقصودی آن چیز را می خواهیم، حضور ما در فضا، در بهترین شرایط جرقه هایی است که هیچ انباری را به آتش نمی کشد و شکوفه ای است که هیچ بهاری در پی ندارد. اگر قرار است ۴ سال دیگر انسان به فضا بفرستیم، برنامه ما چیست؟ با چه ابزاری ( و باور کنید به چیزی بیشتر از این جمله که طراحی آن کپسولی مخروطی شبیه به آپولو، دراگون، سایوز و یا شنزو خواهد بود. نیاز داریم. باور کنید این موارد از نظر فنی تفاوت های جدی با هم دارند.) و با چه هدف بلند مدتی؟

اما بخش دیگر این گفته ها از آن هم دردناک تر است. می خواهیم تلسکوپی شبیه به تلسکوپ فضایی هابل بسازیم و به مدار بفرستیم. این جمله اگر از زبان معلمی بیرون آید که قصد دارد معنی تلسکوپ فضایی را برای شاگردانش توضیح دهد و تنها نام آشنا برای آنها هابل باشد، شاید قابل قبول باشد، اما وقتی مقام عالی رتبه سازمان فضایی ایران چنین می کند پشت انسان از هراس تیر می کشد. یعنی قرار است ابزاری که قرار است بسازیم و خبر آن در آستانه هفته فضا اعلام می شود، تلسکوپی فضایی باشد؟ یعنی قرار است از نظر توانایی جمع آوری نوری شبیه هابل باشد؟ آیا از نظر تفکیک گر ها مشابه هابل است؟ آیا از نظر مداری تشابهی وجود دارد؟ آیا از نظر سیستم های فنی خنک کننده و جهت گیری و هدف یابی تشابهی وجود دارد؟  یا قرار است با شاتل هایی که دیگر وجود ندارند به مدار بفرستیمش و لابد اگر همان خرابی های هابل گریبان آن را گرفت، با وسایل فرضی به تعمیر آن بیندیشیم؟ آیا قایم مقام سازمان فضایی ایران از بودجه ساخت و عملیاتی کردن هابل خبر دارند؟

من مخالف بلند فکر کردم و بلند رویا دیدن نیستم. من در رویاهای خود و آرزوهای خود ایرانی را به تصویر می کشم که در بزرگترین پروژه های علمی جهان، مشارکت دارد، مراکز علمی و فناوری آن در جهان نمونه است و هیچ گامی در مرزهای علم بدون حضور افرادی از مراکز علمی ایران برداشته نمی شود. اما می دانم برای رسیدن به آن نقطه فقط آرزو کردن کافی نیست. واقعیت های دنیای بیرون خود را با رویاهای ما تنظیم نمی کنند ما باید در این دنیای پر شتاب برای تحقق آن ها تلاش کنیم.

شاید منظور این مقام فضایی ایران فقط این بوده است که می خوایم تلسکوپی فضایی بسازیم. این کاری ممکن و معقول است اما در این صورت چرا دروغ باید گفت؟ چرا باید وجه شبهی بی مورد  استفاده شود؟ و برنامه مشخص ما چیست؟ اهداف علمی این طرح کدام است و بودجه آن چقدر است و …؟

نکته ای که همه این موارد را دردناک تر می کند وضع فعلی پروژه های علمی ایران است. رصدخانه ملی ایران یکی از مهم ترین پرژه های علمی ایران به شمار می رود که می تواند نمونه مناسبی از مدیریت ما در پروژه های علمی بزرگ باشد. پروژه ای که البته قابل مقایسه با اعزام انسان به فضا یا ساخت تلسکوپ هابل نیست. وقتی می بینیم کار به آنجا کشیده است که مدیر رصدخانه ملی ایران، که خود یکی از امیدوارترین انسان ها به آینده ایران است و سال ها در تلشا برای تدیون اسناد توسعه ایران بوده است و دغدغه اش آینده ایران است و به این می اندیشد که ایران را چه کند، از تعطیلی احتمالی این پروژه به دلیل عدم دریافت بودجه مصوب آن می گوید، فکر می کنم به جا است که درقبال چنین خبرهای خوشی اندکی بدبین باشیم.

ما باید رویاهای بلند داشته باشیم. ما باید جرات بزرگ فکر کردن و رویا داشتن را به دست آوریم. ما باید که به وضع موجود راضی نباشیم اما در همان حال باید وقتی رویای خود را در سر پرواندیم، چشمان را باز کنیم دنیای اطراف خود و توان خود را ببینیم و بیندیشیم چگونه می توان راهی به سوی آن رویا باز کرد. اگر این کار را نکنیم چون خواب زدگان و کسانی که در خواب راه می روند در حال دیدن خوابی خوش و رنگین ممکن است خود را از بلندای بام به پایین بفکنیم.

 

متن زیر را به بهانه خبر مشکلات رصدخانه ملی ایران برای دانستنیهای این شماره نوشته بودم که با اجازه دوستان دانستنیها در اینجا بازنشر می کنم.  

 

 gargash

قله گرگش، محل ساخت رصدخانه ملی ایران – عکس از بابک امین تفرشی – TWAN

1-     گرگش شاید چشمانش را باز نکرده ببندد. دکتر رضا منصوری، مدیر پروژه رصدخانه ملی ایران، هفته گذشته در گفتگو با رسانه ها (+ و +) خبر از عدم تخصیص بودجه لازم برای پیش‌برد طرح راهبردی رصدخانه ملی ایران را داد و به روزنامه خراسان گفت: «از مجموع اعتبار ۱۷ میلیارد تومانی مورد نیاز طرح رصدخانه ملی در سال جاری، متأسفانه تنها یک‌هشتم، معادل ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان در مجلس مصوب شد در حالی که متاسفانه هنوز ریالی از این اعتبار تخصیص داده نشده است؛ بر این اساس طرح رصدخانه ملی تا مهر امسال متوقف می‌شود.» این خبر وقتی مانند مشت بر صورتت می خورد که بدانی چه تلاشی در طول تاریخ این سرزمین برای رسیدن به این نقطه انجام شده است.

۲-     ایران یکی از حوزه های تمدنی است که بذر بسیاری از شاخه های علمی در جغرافیایی آن شکوفا شده و به بار نشسته است. ستاره شناسی یکی از این رشته های علمی است. اسناد زیادی از رشد دانش ستاره شناسی در دوران پیش از اسلام ایران وجود دارد. در دوره اسلامی دانش ستاره شناسی به واسطه ارتباط دینی و اهمیت تعیین اوقات و رصدهای نجومی توسعه یافت. اگرچه در این دوره نظریاتی که به طور بنیادی درک ما از عالم و مدل بطلمیوسی را تغییر دهند ظهور نکرد اما مباحثات بسیاری در قالب شکوک بر آثار ستاره شناسان قدیم نوشته شد. نجوم رصدی توسعه پیدا کرد و ساخت ابزار و تکنیک های رصدی و همچنین ساخت بناهای رصدی یا رصدخانه های غیر اپتیکی شکوفا شد. در این دوره دهها رصدخانه بزرگ و کوچک در ایران فعال بود. گفته می شود چند صد نفر در رصدخانه شیراز، جایی که عبدالرحمن صوفی رازی حدود هزار سال پیش کتاب عظیم خود، صور الکواکب را می نوشت مشغول کار بودند و این تنها یکی از بسیار رصدخانه های فعال ایران قدیم بود. این دوران پرشکوه متاسفانه ادامه دار نبود.

۳-     در دوران جدید قدیمی ترین سندی که از ورود تلسکوپ به ایران موجود است مربوط به مستشاری ایتالیایی است که تلسکوپی به ایران و دربار صفوی آورد و برای برخی از خانواده سلطنتی رصدهایی را ترتیب داد. اهمیت این نخستین تاریخ در نزدیکی آن به عصر گالیله است. اگرچه ورود ابزار به ایران تقریبا بدون تاخیر بود اما متاسفانه جامعه و مدیران جامعه نمی توانستند اهمیت آن را درک کنند و تلسکوپ و نجوم جدیدی که در حال شکل گرفتن بود بیشتر داستانی بود که موضوع آن ها نبود.

۴-     در زمان ناصرالدین شاه و به دنبال اصلاحات فرهنگی امیرکبیر در میان دانشجویانی که از ایران برای تحصیل علوم نوین به اروپا فرستاده می شدند میرزا محمود خان قمی نیز حضور داشت که بعدها به مشاورالملک معروف شد. او در پاریس نجوم خواند و مدتی در رصدخانه پاریس فعالیت کرد و حتی به ادعای برخی از مطبوعات آن دروان در کشف جرمی – که احتمالا یکی از اجرام کمربند سیارک ها بوده، مشارکت داشته است. وقتی به ایران برگشت با خود مجموعه ای از ابزارهای رصدی و کتب نوین و امیدی بزرگ به همراه داشت. امید به راضی کردن پادشاه برای تاسیس رصدخانه سلطنتی ایران. او برای ناصرالدین شاه بر فراز برج شمس العماره تهران که در آن دوران بلندترین بنای شهر بود شب رصدی برگزار می کرد و سیاره ها و برخی اجرام را به او نشان می داد. در همین دوران مشاورالملک به ناصرالدین شاه پیشنهاد تاسیس رصدخانه سلطنتی ایران را داد. جواب ناصر الدین شاه به او هنوز که هنوز است درگوش ما می پیچد و روحمان را عذاب می دهد: «پول را نباید خرج هوا کرد.» مشاورالملک به جای تاسیس رصدخانه یا اجازه تدریس نجوم مدتی به سفیری در عراق رفت و مدتی مدیریت اداره پست و تلگراف را برعهده گرفت. آرزوی مشاورالملک برای ساخت رصدخانه ملی ایران و احیای سنت رصدخانه های بزرگ علمی در ایران بعد از ۱۵۰ سال هنوز با ما است.

۵-     رصدخانه ملی ایران در پشت نامش تلاش های فراوانی را به خود دیده است. از تلاش برای تصویب طرح تا تلاشی شگفت انگیز برای مکان یابی و در نهایت انتخاب و تایید قله گرگش. برنامه ریزی ها برای ساخت تلسکوپی بزرگ که نه تنها به ابزاری برای منجمان ایرانی بدل شود که به حلقه ای از زنجیره رصدخانه های بین المللی متصل شده و راه را برای مشارکت ایران در پروژه های بزرگ بین المللی فراهم کند. اکنون همه آن رویاها به نظر می آید در تعلیقی تلخ قرار گرفته است. اندوهبار تر از این داستان دلیل توقف احتمالی پروژه است. علی رغم همه تاکیدات مسولان کشور، علی رغم همه حرف ها  و سخن ها درباره اهمیت علم و فناوری، علی رغم سند چشم انداز که ایران را پیشرفته ترین کشور در زمینه علوم و فناوری در جهان می خواهد، علی رغم تاکیدات مقامات ارشد از مقام رهبری تا روسای جمهور و مسولین وزارت علوم و علی رغم نقش موثری که چنین پروژه ای در آینده علمی ایران دارد، کسی در جایی در سلسله مراتب اولویت بندی تخصیص بودجه زیر لب همان حرفی را زمزمه کرده که ناصرالدین شاه به صدای بلند به زبان آورد «پول را که نباید خرج هوا کرد.»

۶-      رصدخانه ملی ایران و داستان آن نکته مهم دیگری را هم یادآور می شود. پروژه های علمی بزرگ نیاز به بستری برای  به وجود آمدن و رشد دارند. نیاز به تعهد دارند و نیاز به تصمیم گیری درست و ایستادن بر سر قول و قرارها و محترم شمردن تعهدها. اگر ما می خواهیم در حوزه های علمی – مانند هر حوزه دیگری – رشدی پایدار را تجربه کنیم، باید بیاموزیم که نمی توان در میانه راه یک باره مسیر را تغییر داد. پروژه ای مانند رصدخانه ملی ایران که تا کنون به طور مستقیم با سه دولت متفاوت سر و کار داشته است باید بتواند فارغ از اولیت بندی های سیاسی کارش را ادامه دهد. بودجه آن و مسیر آن باید تضمین شده باشد و مناظره ها درباره اولیت آن باید قبل از تایید طرح انجام شود و نه در میانه مسیر. تا همین الان بودجه و سرمایه انسانی عظیمی صرف این طرح شده است. طرحی که اگر طبق برنامه پیش می رفت باید چندین بار تا کنون افتتاح می شد. هرروز تاخیر یعنی از دست دادن فرصت در فرآیند مشارکت علمی و تولید علم. یعنی عقب ماندن از برنامه اهداف علمی طراحی شده برای رصدخانه و یعنی اتلاف هزینه و نیرو.

۷-     زمانی که دکتر میرزاخانی جایزه فیلدز را به خود اختصاص داد، بسیاری در ایران جلساتی درزمینه دلایل مهاجرت نیروهای علمی و اینکه چرا این افراد در ایران به کار خود ادامه ندادند برگزار کردند. درباره راهکارهای جذب ایشان و جلوگیری از سفر یک طرفه نیروهای علمی و فناوری صحبت ها کردند. حرف هایی که نه تازه بود و نه جدی. امروز را در تقویم خود علامت بزنید اگر ۲۰ سال دیگر دیدید دانشمند جوانی از ایران  در گوشه ای دیگر ازاین دنیا،  به دلیل بررسی های رصدی از محیط میان ستاره ای و یا سیاره های فراخورشیدی و یا هر چیز دیگری که ممکن بود داده های آن از دل رصدخانه ملی ایران و امکاناتش بیرون بیاید، فلان جایزه مهم و بهمان افتخار جهانی را کسب کرد. به جای آنکه به دنبال متهمی برای چرایی نماندن او – که امروز شاید نوجوانی دبیرستانی باشد – در ایران بگردید، به تقویم خود مراجعه کنید. علم مدرن برای رشد ابزار می خواهد و ابزار علم برخلاف تبلیغی که می شود گران نیست. بودجه همین رصدخانه و چندین برابر آن را با برخی بودجه ها مقایسه کنید تا ببینید با چه سرمایه اندکی می شود چه کارهای بزرگی کرد.

۸-     رصدخانه ملی ایران یک نمونه معاصر از نحوه رفتار ما پروژه های بزرگ است. آیا ۱۵۰ سال دیگر کسانی قرار است در مطلبی بنویسند که در سال ۱۳۹۳ در حالیکه ۱۵۰ سال پس از عصر ناصری نزدیک بود ایرانیان رصدخانه ملی خود را بسازند کسی در جایی گفت پول را نباید صرف هوا کرد و بدین ترتیب چشمان گرگش باز نشده به خواب رفت؟  

منبع :http://pourianazemi.com/
نظرات ارسالی:
 
مشارکت در بحث:
نام:
ایمیل:
متن پیام:
کد امنیتی:

Copyright © 2001-2019 Parssky.com All Rights Reserved 

اسپانسرها :   اسپانسرها :  تایم لپس timelapse اسلایدر عکاسی فیلمبرداری  عکاسی صنعتی طولانی عکاسی رشد پروژه برج خنک کننده فایبر گلاس عکاسی نجومی تلسکوپ دوربین دوچشمی تجهیزات نجوم فروش عکس پارس ویو Parsview.ir   عکس با کیفیت وضعیت آب و هوای ایران  تهویه ایران .بانک عکس و وکتور فروش عکس . طرح و وکتور فروش دوربین دوچشمی

طراحی سایت با آسمان پارس

با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید